ایمانوئل کانت در کتاب نزاع دانشکدهها مناسبات سه دانشکدة الهیات، حقوق و پزشکی را با دانشکدة فلسفه به بحث میگذارد و نزاع مشروع و نامشروع میان آنها را تبیین میکند. موضوع کتاب، جهتدهی به «نزاع»، به شیوة جمع عقل نظری و عملی، در دانشگاه است. نزاع مشروعی نزاعی است که در یک سوی آن، نیروهای آزادی قرار گرفته باشند. اگرچه خود او تصریح دارد که نزاع مشروع را باید از طریق تاسیس دانشکدة فلسفه در هر دانشگاهی، آغاز کرد، اما در موقعیت ما پرسش این است که بهرغم تاسیس انواع دانشکدههای فلسفی، آیا چیزی از جنس نزاع دانشکدهها در میان ما وجود دارد؟ چگونه میتوان این نزاع را مشروع ساخت من در این مقاله تلاش میکنم از کتاب نزاع دانشکدهها خوانشی داشته باشم که در موقعیت ما کاربرد داشته باشد. این خوانش به ویژه با روانکاوی فرویدی و نزاع قوای نفس در ارتباط است. پیششرط نزاع مشروع دانشگاهی، به صحنه آوردن نزاع قوای روان است. همچنان که یکی از شروط حقانیتِ نزاع دانشگاهی آن است که در خود دانشگاه در جریان باشد، نزاع قوای مشروع در میان ما وقتی آغاز و مشروع میشود که در درون «فرد» (دانشگاهی) به صحنه آگاهی آمده باشد؛ فردی که به تعبیر خود کانت آغاز هر فرهنگی است. با چنین نگرشی ما به تفسیری مدرن از دانشگاه میرسیم؛ حسب این تفسیر عصر مدرن تبدلیافته عصری دیگر نیست. بنابراین نهادهای مدرن نیز در استقلال و گسست خود از ادوار گذشته تاسیس مییابد و میتواند کارکرد خود در تحقق پیشرفت را پی بگیرد.
کلیدواژهها: دانشگاه، نزاع مشروع، حقانیت عصر جدید، سکولاریسم، روانکاوی
کلیدواژهها: دانشگاه، نزاع مشروع، حقانیت عصر جدید، سکولاریسم، روانکاوی
کلیدواژهها: دانشگاه، نزاع مشروع، حقانیت عصر جدید، سکولاریسم، روانکاوی
کلیدواژهها: دانشگاه، نزاع مشروع، حقانیت عصر جدید، سکولاریسم، روانکاوی
کلیدواژهها: دانشگاه، نزاع مشروع، حقانیت عصر جدید، سکولاریسم، روانکاوی
کلیدواژهها: دانشگاه، نزاع مشروع، حقانیت عصر جدید، سکولاریسم، روانکاوی