<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه مطالعات دانشگاه</title>
    <link>https://www.jous.ir/</link>
    <description>فصلنامه مطالعات دانشگاه</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 29 Oct 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 29 Oct 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>گفتمان دانشگاه در سینمای دوره دفاع مقدس</title>
      <link>https://www.jous.ir/article_554.html</link>
      <description>طی سالهای پس از انقلاب اسلامی، شاهد صورتبندی گفتمانی خاصی در سینمای ایران درباره موضوع دانشگاه در پیوند با شرایط سیاسی حاکم بر جامعه هستیم. دوره دفاع مقدس، به ویژه بسیار اهمیت دارد؛ از این جهت که در این دوره، شاهد شکل‌گیری رویدادهای انقلاب فرهنگی در ایران هستیم. مطالعه فیلمهای سینمایی این دوره، اطلاعات بسیاری به ما درباره موقعیت گفتمانی و غیرگفتمانی نهاد دانشگاه در عصر دفاع مقدس می‌دهد. موضوع پژوهش حاضر، مطالعه‌ی نحوه‌ی به گفتمان درآوردن دانشگاه در سینمای دوره دفاع مقدس است. مبنای نظری کار، تحلیل گفتمان فوکویی بوده است.
فیلمهای بسیار اندکی در دوره دفاع مقدس، موضوع و مسائل دانشگاه را به تصویر کشیده‌اند. سه فیلم «پنجمین سوار سرنوشت»، «پرنده کوچک خوشبختی» و «در جستجوی قهرمان» از معدود فیلم‌هایی هستند که سوژه‌های دانشگاهی را به تصویر می‌کشند و در این پژوهش به روش نمونه‌گیری هدفمند برای مطالعه انتخاب شده‌اند. روش مطالعه این فیلمها، تحلیل گفتمانی متن با استفاده از رویکرد نظری و روش گفتمانی میشل فوکو بوده است. 
یافته‌های مطالعه نشان از در پیش گرفتن استراتژی سکوت از سوی مجموعه سینمای ایران در قبال مسائل دانشگاه در این دوره دارد. فیلمها حتی از نشان دادن فضاهای دانشگاهی همچون کلاس درس ابا دارند و در تولید تصویر و محتوا در این مورد، نهایت امساک را به خرج می‌دهند. در فیلمهای مورد مطالعه، شاهد شکل‌گیری نظم گفتمانی ایدئولوژیک درباره نهاد دانشگاه هستیم. فیلم «پنجمین سوار سرنوشت»، دانش پزشکی به عنوان سرآمد علوم معرفی می‌کند و البته آن نوع پزشکی را که در خدمت اهداف انقلاب باشد. در فیلم «پرنده کوچک خوشبختی»، تلاش می‌شود دانش روانشناسی به عنوان یک موضوع ضروری به جامعه ارائه گردد و در فیلم «در جستجوی قهرمان»، سیستم دانشگاه در برابر جبهه جنگ نهاده می‌شود و مورد انتقاد قرار می‌گیرد.
با این اوصاف، سینمای دوره مقدس همسو با شرایط سیاسی حاکم بر آن دوره، درباره دانشگاه موضع گرفته و ترجیح داده است در درون دایره و نظم گفتمانی حاکم بر جامعه و سیاست آن دوره قدم بردارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های زندگی دانشگاهی از منظر سیاست زندگی: موردپژوهی اساتید جوان: موردپژوهی اساتید جوان</title>
      <link>https://www.jous.ir/article_556.html</link>
      <description>این پژوهش با اتکا بر نظریه «سیاست زندگی» آنتونی گیدنز، به بررسی چگونگی تأثیر تحولات عرصه‌های مختلف اجتماعی بر «زیست دانشگاهی» و شیوه‌های بازاندیشی و چانه‌زنی اعضای هیئت علمی در مواجهه با تداخل زندگی خصوصی و حرفه‌ای می‌پردازد. هدف اصلی مطالعه، تبیین سازوکارهایی است که از طریق آن استادان دانشگاه در چارچوب نیروهای ساختاری و گفتمانی جامعه، عاملیت خود را بازتعریف و بازپس‌گیری می‌کنند. داده‌های پژوهش از دو منبع گردآوری شد: روایت‌های استادان از تجربیات زیسته و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ده استادیار دانشگاه تهران و دانشگاه علامه طباطبایی. تحلیل مضمون نشان داد که سبک زندگی دانشگاهیان در شبکه‌ای پیچیده از عوامل بافتی، نهادی و گفتمانی شکل می‌گیرد و با ساختارهای کلان اجتماعی در تعامل پویا قرار دارد.

برای تبیین این شبکه تعاملی، از چارچوب نظری «پلی‌سیستم» برونفن‌برنر استفاده شد که شامل پنج سطح درهم‌تنیده است: نظام خرد (روابط فردی و زیست روزمره)، نظام میانه (تعامل میان نقش‌های چندگانه مانند استاد، پژوهشگر، مترجم، والد، روشنفکر عمومی و فعال فرهنگی)، نظام کلان (نیروهای ایدئولوژیک و گفتمانی جامعه)، نظام بیرونی (سیاست‌ها و ساختارهای آموزشی و اقتصادی دانشگاه‌ها) و نظام زمان (تحولات تاریخی و اجتماعی مانند جنگ، تورم و تحولات فناوری).

یافته‌ها نشان می‌دهد که استادان دارای خودآگاهی انتقادی نسبت به الزامات سیاست زندگی هستند و با بهره‌گیری از راهبردهای تنظیم‌گری و چانه‌زنی، میان محدودیت‌های ساختاری و ترجیحات فردی خود تعادلی مبتنی بر عاملیت برقرار می‌کنند. بنابراین، زیست دانشگاهی نه به‌صورت یک حوزه مستقل، بلکه به‌عنوان میدانی پویا و متنازع درمی‌آید که عاملیت و ساختار در آن به‌طور مستمر تعامل دارند و هویت حرفه‌ای استادان به شکل پیوسته بازتعریف و بازتولید می‌شود.
 بنابراین، زیست دانشگاهی نه به‌صورت یک حوزه مستقل، بلکه به‌عنوان میدانی پویا و متنازع درمی‌آید که عاملیت و ساختار در آن به‌طور مستمر تعامل دارند و هویت حرفه‌ای استادان به شکل پیوسته بازتعریف و بازتولید می‌شود.
 بنابراین، زیست دانشگاهی نه به‌صورت یک حوزه مستقل، بلکه به‌عنوان میدانی پویا و متنازع درمی‌آید که عاملیت و ساختار در آن به‌طور مستمر تعامل دارند و هویت حرفه‌ای استادان به شکل پیوسته بازتعریف و بازتولید می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فهم از زنانگی بهنجار در دانشگاه ایرانی؛ مطالعهٔ موردی دختران دانشجو</title>
      <link>https://www.jous.ir/article_530.html</link>
      <description>یکی از میدان‌های اثرگذار در شکل‌گیری و تغییر مناسبات جنسیتی، دانشگاه است. دوران دانشجویی به‌عنوان مرحله‌ای شناخته می‌شود که افراد، نخستین ارتباطات جدی میان‌جنسیتی خود را تجربه می‌کنند و معمولاً پس از گذر از این مرحله وارد زندگی حرفه‌ای و خانوادگی می‌شوند. دانشگاه مانند هر نهاد اجتماعی دیگری مبتنی بر روابط اقتدار، هنجارهای اجتماعی و نقش‌های تعریف‌شده است و مناسبات جنسیتی در جامعه را بازتولید می‌کند. در عین حال دانشگاه امکان بازاندیشی در ارزش‌ها و نگرش‌های آموخته شده را برای اعضایش فراهم می‌کند. سؤال این جاست که در دانشگاه‌های مورد بررسی، کدام شکل از مناسبات جنسیتی بازتولید می‌شوند و دانشگاه مقوم کدام اشکال زنانگی است؟ در این پژوهش تمرکز اصلی بر فهم دختران دانشجو از مناسبات جنسیتی مصرح و ضمنی در محیط دانشگاه است و ابعاد مختلف مرتبط با زندگی دانشجویی شامل تجربهٔ دختران از کلاس درس و تعامل با استادان، تعامل با بروکراسی دانشگاه، مشارکت در حیات انجمنی دانشگاه و تعامل با دانشجویان پسر مطالعه شده است. داده‌های پژوهش با رویکرد کیفی و با ابزار مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و مصاحبه‌های متمرکز گروهی از ۴۳ دانشجوی دختر در ۹ دانشگاه کشورجمع‌آوری و با روش تحلیل مضمون بررسی شد. در این پژوهش با دو سنخ دانشگاه مواجه شدیم: دانشگاهی با هنجارهای برابری‌طلبانه که بیش‌تر، دانشگاه‌های دولتی شهر تهران و دارای سنت‌های روشنفکری و حیات انجمنی را شامل می‌شود و دانشگاهی با هنجارهای محافظه‌کارانه که بیش‌تر در شهرهای دور از مرکز و حاشیه کشور قرار دارد. نظام رسمی دانشگاهی در ایران امکان بازاندیشی انتقادی در هنجارهای جنسیتی را کم‌تر فراهم می‌کند و مناسبات صریح و ضمنی در کلاس درس، تعامل با استاد، تعامل با بروکراسی دانشگاهی به‌ویژه نظام انضباط‌بخش دانشگاه به نحوی است که آگاهانه یا ناخواسته زنانگی سازگار و متعارف به تعبیر ریوین کانل را مطلوب می‌داند. در دانشگاه‌ها و دانشکده‌هایی با فرهنگ محافظه‌کارانه، الگوی زنانگی سازگار تکریم می‌شود، اما در دانشگاه‌هایی با هنجارهای مداراگر، زنانگی تلفیقی مورد تشویق قرار می‌گیرد. نظام دانشگاهی در ایران هماهنگ با سیاست فرهنگی رسمی به شکلی صورت‌بندی شده است که زنانگی مقاومت‌پیشه را طرد و به حاشیه می‌راند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ادراک از زنانگی: مطالعه‌ای پدیدارشناسانه در میان زنان با زمینه‌های تحصیلی متفاوت</title>
      <link>https://www.jous.ir/article_539.html</link>
      <description>امروزه با حضور گسترده زنان در عرصه‌های عمومی و به موازات تغییر جایگاه آنها، تعاریف جدیدی از زنانگی در حال شکل‌گیری است. از آنجا که دانشگاه نقطهٔ ثقل تحولات اجتماعی است، هدف مطالعه حاضر شناخت ادراک زنان تحصیل‌کرده و غیرتحصیل‌کرده از زنانگی است. چارچوب مفهومی با اتکا به مفاهیم حساسی چون هویت اجتماعی، هویت جنسیتی، بازاندیشی، هویت تعاملی و جنسیت هژمونیک، تدوین شد. به منظور نیل به هدف تحقیق، این مطالعه با روش کیفی و به صورت پدیدارشناسانه تلاش کرده است تا ادراک دو دسته از زنان تحصیل‌کرده (16 نفر) و غیرتحصیل‌کرده (10 نفر) ساکن در محدوده مشابهی در شهر تهران از زن بودن را فهم نماید. یافته‌های این مطالعه حاکی از آن است که زنان غیر_ تحصیل‌کرده زنانگی را به صورت کلیشه‌ای و با توجه به مفاهیم جامعه مردسالار درک و تجربه می‌کنند؛ آن‌ها نابرابری جنسیتی را به عنوان بخشی از تجربیات روزمره خود زیسته و به بازتولید زنانگی مؤکد می‌پردازند. حال آنکه زنان تحصیل‌کرده با تنوع بیشتری از تبعیض‌ها همراه بوده و نابرابری را به‌گونه‌ای نظام‌مند تجربه می‌کنند و از سوی دیگر حضور در فضاهای اجتماعی آنها را با فضای نوینی همراه کرده که تعریف‌های سنتی را به چالش می‌کشند؛ اما ایشان درعین حال محکوم به رعایت هنجارها و قوانین سنتی هستند و هنوز شرایط و زمینه لازم برای بازتعریف مجدد خود برایشان فراهم نیست. اگرچه نظریات گوناگون فمینیستی و نظریات پیرامون مفهوم هویت، قائل به بازاندیشی و جرح و تعدیل هویت‌های جنسیتی است اما به‌رغم حضور در عرصه‌های عمومی‌تر اجتماع، زنان مشارکت‌کننده در این مطالعه هنوز نتوانسته‌اند هویت خود را جرح و تعدیل نمایند و نیازمند توافق و مذاکره بیشتری با جامعه هستند.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>اشکال مقاومت سوژۀ زن دانشجو؛ مطالعه‌ای قوم‌نگارانه در دانشگاه‌های تهران</title>
      <link>https://www.jous.ir/article_540.html</link>
      <description>دانشگاه در ایران از زمان تأسیس تاکنون، نقشی فعال در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی ایفا کرده و به طور هم‌زمان تحت‌تأثیر تحولات این عرصه‌ها قرار گرفته است. ازاین‌رو، همواره موردتوجه ساختارهای خرد و کلان قدرت بوده و محل اِعمال کنترل‌های مختلف قرار گرفته است. در واکنش به این فرایند، دانشجویان در مقام کنشگران اصلی فضای دانشگاهی، مقاومت‌هایی متنوع و چندلایه از خود نشان داده‌اند. در این میان، جایگاه و نقش دانشجویان زن دارای اهمیت ویژه‌ای است؛ چرا که نه‌تنها با ساختارهای قدرت حاکم در دانشگاه مواجه‌اند، بلکه با مناسبات جنسیتی نیز درگیر هستند. همین مسئله سبب شده است که تجربه مقاومت در میان آنان، واجد پیچیدگی‌های خاصی باشد. این پژوهش با بهره‌گیری از روش قوم‌نگاری انتقادی، به بررسی اشکال مقاومت دانشجویان زن در دانشگاه‌های تهران از نیمه دوم دهه ۱۳۹۰ تا سال ۱۴۰۲ می‌پردازد. تمرکز اصلی بر تحلیل کنش‌ها و واکنش‌های آنان در برابر انواع قدرت‌های رسمی، نهادی، ساختاری و حتی عرفی در فضای دانشگاهی است. در این راستا، دانشجویان زن به سه دسته تقسیم شده‌اند: محصل، فعال نهادی و فعال غیرنهادی. هر گروه نوع خاصی از مقاومت را نشان می‌دهد: &amp;amp;laquo;مقاومت مطرود&amp;amp;raquo; در میان محصلان، &amp;amp;laquo;مقاومت به‌مثابه پرکتیس&amp;amp;raquo; در میان فعالان نهادی و &amp;amp;laquo;مقاومت سیال&amp;amp;raquo; نزد فعالان غیرنهادی. هم‌زمان، با نگاهی به تجربهٔ دختران دانشجو در دهه ۱۳۹۰ می‌توان دریافت که بسیاری از این مقاومت‌ها نه فقط در قالب‌های رسمی و قابل‌رؤیت، بلکه در حاشیه، درون روابط روزمره و یا حتی از خلال سکوت و انفعال انتخابی شکل‌گرفته‌اند. تجربه‌های زیستهٔ این دانشجویان، نه فقط روایت رسمی و مردانه محور از دانشگاه، بلکه نظم نمادین و سلسله‌مراتبی حاکم بر فضای دانشگاهی را نیز به چالش کشیده‌اند و افق‌های تازه‌ای از امکان سوژگی، عاملیت و بازتعریف جایگاه دانشجوی زن را گشوده‌اند. در نتیجه، دو نوع سوژه در بستر این مقاومت‌ها شکل می‌گیرد: یکی سوژۀ منفرد میل ورز و دیگری سوژۀ جمعی متجسد در ارادۀ مشترک.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوابگاه و جنسیت: تحلیل چندبعدی نگرش دانشجویان به زندگی خوابگاهی با داده‌های ایکس</title>
      <link>https://www.jous.ir/article_541.html</link>
      <description>خوابگاه‌های دانشجویی به‌عنوان یکی از عناصر کلیدی تجربهٔ دانشگاهی، نقشی حیاتی در شکل‌دهی به زندگی تحصیلی، اجتماعی و روانی دانشجویان ایفا می‌کنند. نگرش دانشجویان نسبت به خوابگاه‌ها می‌تواند به‌طور مستقیم بر عملکرد تحصیلی، سلامت روان و سطح رضایت آنان اثر بگذارد. با توجه به افزایش جمعیت دانشجویی و اهمیت بهبود کیفیت زندگی خوابگاهی، این پژوهش با هدف تحلیل نگرش‌ها و احساسات دانشجویان پسر و دختر نسبت به زندگی خوابگاهی با استفاده از داده‌های واقعی شبکه اجتماعی ایکس انجام شده است. این پژوهش از یک رویکرد داده‌محور مبتنی بر تحلیل محتوای فرسته‌های شبکه اجتماعی ایکس بهره گرفت. داده‌ها شامل ۳۰۴۶ فرسته فارسی مربوط به تجربیات دانشجویان از زندگی خوابگاهی بود که در بازه زمانی دو ساله جمع‌آوری شدند. پس از پیش‌پردازش داده‌ها شامل حذف اطلاعات اضافی، نرمال‌سازی متون و توکنیزاسیون، تحلیل احساسات با استفاده از مدل پیش‌آموزش‌دیده "HooshvareLab/bert-fa-base-uncased-sentiment-deepsentipers-multi" انجام شد. برای شناسایی الگوهای معنایی، از خوشه‌بندی K-Means استفاده گردید و تعداد بهینه خوشه‌ها با روش‌های Elbow، Silhouette و شاخص‌های Davies-Bouldin و Calinski-Harabasz تعیین شد. تحلیل داده‌ها نشان داد که نگرش دانشجویان به خوابگاه‌ها در طیفی از احساسات مثبت تا منفی متغیر است. فرسته‌ها نشان‌دهنده تأثیرگذاری عوامل مختلفی همچون کیفیت زیرساخت‌ها، روابط اجتماعی، سطح امنیت و مدیریت خوابگاه‌ها بودند. احساسات مثبت عمدتاً شامل دوستی‌های عمیق، حمایت‌های اجتماعی و خاطرات خوش زندگی جمعی بود، در حالی که احساسات منفی بیشتر به کمبود امکانات، فقدان حریم خصوصی، اختلافات فرهنگی و ضعف مدیریت مربوط می‌شد. خوشه‌بندی داده‌ها به هشت گروه معنادار از موضوعات و احساسات منجر شد که تجربه‌های متنوع زندگی خوابگاهی را منعکس کردند. نتایج این پژوهش اهمیت بهبود زیرساخت‌های فیزیکی، مدیریت شفاف و کارآمد، تقویت اندرکنش‌های اجتماعی و ارتقای امنیت در خوابگاه‌های دانشجویی را نشان داد. همچنین، این پژوهش نشان داد که جنسیت عاملی مهم در نگاه دانشجویان به مسئله زندگی خوابگاهی است. تدوین سیاست‌های حمایتی مبتنی بر داده‌های واقعی می‌تواند به کاهش مشکلات موجود و افزایش رضایت دانشجویان کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دانشگاه دوستدارخانواده: مروری بر تجربه مادری و تحصیل همزمان</title>
      <link>https://www.jous.ir/article_542.html</link>
      <description>تجربه زیستهٔ مادر-دانشجویان در دانشگاه‌های دوستدار خانواده، موضوعی چندلایه و پیچیده است و در این مقاله براساس چارچوب مفهومی مبتنی بر مفاهیم مادری، تعارض و فشار نقش و خانواده‌دوستی تلاش شده تا به این دو سؤال مهم پاسخ داده شود که: دانشگاه دوستدارخانواده در تجربه کشورهای پیشروی این ایده، با چه شاخص‌ها و ویژگی‌هایی شناخته می‌شود؟ در میدان اجرا و در تجربه مادردانشجویان، دانشگاه چه نسبتی با خانواده دوستی دارد؟ این مطالعه با رویکرد کیفی و از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۹ مادر-دانشجو انجام شده است. داده‌ها با تحلیل تماتیک، کدگذاری و تحلیل شدند. یافته‌ها نشان دهنده استخراج یک مضمون اصلی با محوریت &amp;amp;laquo;نسبت دانشگاه با خانواده‌دوستی&amp;amp;raquo;، دو مضمون فرعی و شش مفهوم است. برخی شاخص‌های مطرح‌شده در سیاست‌گذاری دانشگاه‌های دوستدار خانواده، از نظر موضوعی ناظر به زنان‌اند، برخی دیگر بر خانواده تمرکز و گروهی نیز به مفاهیم کلی‌تر مرتبط با جنسیت تمرکز دارند. اقداماتی مانند مرخصی زایمان، اتاق‌های شیردهی، یا حمایت‌های دوران بارداری، که عمدتاً بر اساس پیش‌فرض نقش مراقبتی زنان طراحی شده‌اند و بیش از آنکه به خانواده یا جنسیت به معنای گسترده اشاره داشته باشند، مستقیماً ناظر به زنان و نقش‌های جنسیتی آنها هستند. برخی از شاخص‌ها و اقدامات موجود در دانشگاه‌های دوستدار خانواده، به گفتمان کلی‌تری درباره جنسیت و عدالت جنسیتی تعلق دارند مانند طراحی برنامه‌های منعطف آموزشی برای والدین، یا فراهم‌سازی شرایط مشارکت مردان در نقش‌های مراقبتی. حال آنکه حمایت‌های ارائه‌شده از سوی دانشگاه‌ها، اغلب ناکافی، پراکنده و غیراستاندارد هستند و کمتر به ساختار خانواده یا رویکرد جامع‌تری نسبت به جنسیت پرداخته‌اند. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد حمایت‌های دانشگاه‌ها در راستای سیاست‌های خانواده‌دوستی عمدتاً متمرکز بر مادر-دانشجوهاست، اما این حمایت‌ها اغلب ناکافی، پراکنده و غیراستاندارد هستند. بیشتر اقدامات به تسهیل نقش مادری محدود شده‌اند و کمتر به ساختار خانواده یا رویکرد جامع‌تری نسبت به جنسیت توجه دارند. به طور مثال مرخصی بارداری و زایمان به‌عنوان اصلی‌ترین حمایت در دانشگاه‌ها ارائه می‌شود، اما اجرای آن یکدست نیست. آموزش از راه دور و تحصیل مجازی، هنوز به‌طور محدود و غیررسمی ارائه می‌شود و برنامه‌ریزی درسی نیز انعطاف کافی برای شرایط مادران را ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر تحصیلات دانشگاهی بر کیفیت‌ زندگی زنان ‌متأهل خانه‌‌دار در شهر تهران</title>
      <link>https://www.jous.ir/article_543.html</link>
      <description>با وجود گسترش چشمگیر حضور زنان در نظام آموزش عالی ایران، بخش بزرگی از آنان پس از فراغت از تحصیل به ایفای نقش خانه‌داری می‌پردازند. ازاین‌رو، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که کسب تحصیلات دانشگاهی چه تأثیری بر کیفیت زندگی زنان خانه‌دار دارد. لذا هدف اصلی این پژوهش، تحلیل علّی این تأثیر و مقایسهٔ کیفیت زندگی در دو گروه زنان متأهل خانه‌دار برخوردار و غیربرخوردار از تحصیلات دانشگاهی در شهر تهران است. این پژوهش با اتکا بر نظریه‌های کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت، سرمایهٔ اجتماعی و رابطهٔ تحصیلات با توانمندسازی و شکل‌گیری انتظارات طراحی شد. پژوهش حاضر با روش پیمایش و ابزار پرسشنامه بر روی نمونه‌ای 400 نفری از زنان 25 تا 59 ساله خانه‌دار در شهر تهران انجام شد که با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب گردیدند. برای تحلیل داده‌ها از آزمون‌های مقایسهٔ میانگین‌ها و مدل‌سازی معادلات ساختاری با نرم‌افزار ایموس استفاده شد. نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری نشان داد که تحصیلات دانشگاهی اثری مستقیم و منفی (&amp;amp;beta;=-./175) بر کیفیت زندگی دارد، اما اثر غیرمستقیم آن از طریق متغیرهای واسطه‌ای، مثبت و قابل‌توجه (&amp;amp;beta;=./32) است؛ در نتیجه، اثر کلی تحصیلات بر کیفیت زندگی مثبت (&amp;amp;beta;=./145) ارزیابی شد. این تأثیرمثبت زمانی محقق می‌شود که تحصیلات به افزایش قدرت تصمیم‌گیری در خانواده، سرمایهٔ اجتماعی و پایگاه اجتماعی-اقتصادی منجر گردد. همچنین نتایج آزمون مقایسهٔ میانگین‌ها نشان داد که میانگین کیفیت زندگی در گروه زنان برخوردار از تحصیلات دانشگاهی (14/84) به‌شکل معناداری بالاتر از گروه دیگر (41/80) است. یافته‌ها بیانگر آن است که تحصیلات دانشگاهی به‌خودی خود، به‌دلیل افزایش انتظارات برآورده نشده، می‌تواند بر کیفیت زندگی اثر منفی بگذارد، اما اگر به توانمندسازی واقعی زن در خانواده و اجتماع منجر شود، به عامل مؤثری در ارتقای آن تبدیل می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زنان و نقش آموزش در بازاندیشی باورها و سنت‌های خانوادگی: معرفی و بررسی کتاب &amp;laquo;تحصیلکرده&amp;raquo; نوشته تارا وستوور</title>
      <link>https://www.jous.ir/article_544.html</link>
      <description>کتاب &amp;amp;laquo;تحصیلکرده&amp;amp;raquo; نوشته تارا وستوور روایتگر خاطرات نویسنده از زندگی در خانواده‌ای منزوی و به‌شدت سنتی در ایالت آیداهو است. وستوور که بدون ثبت هویت رسمی و محروم از تحصیل در مدرسه بزرگ شده، در نوجوانی تصمیم می‌گیرد مسیر زندگی خود را تغییر دهد. این کتاب، سفری است از ناآگاهی به خودآگاهی، از مبارزه با سنت‌های خانوادگی تا دست‌یابی به استقلال از طریق آموزش. کتاب، علاوه بر بررسی رشد فردی وستوور، به تأثیر تحصیلات بر بازتعریف هویت، نقش خانواده در محدودسازی آموزش زنان و تعارض میان باورهای مذهبی و آموزش عالی می‌پردازد. نویسنده با شرح زندگی در خانواده‌ای که تحصیلات رسمی را تهدیدی برای باورهای مذهبی و استقلال می‌دانست، تأثیر مذهب، تعصب و خشونت خانوادگی را بر رشد فردی و اجتماعی به تصویر می‌کشد. پدر او با رد هرگونه کمک دولتی، آموزش عمومی و مراقبت پزشکی، خانواده را در انزوایی شدید نگه می‌داشت. بااین‌حال، وستوور با تلاش و مطالعۀ خودخوان توانست به دانشگاه بریکام یانگ راه یابد و سپس تحصیلاتش را در دانشگاه‌های کمبریج و هاروارد ادامه دهد. این خاطرات نشان می‌دهند که چگونه آموزش می‌تواند فرد را از چرخه‌های سرکوب خارج کرده و به بازتعریف هویت کمک کند. روایت وستوور فراتر از تجربه‌ای شخصی، بازتابی از چالش‌های گسترده‌تر زنان در مسیر استقلال و کسب دانش است. کتاب &amp;amp;laquo;تحصیلکرده&amp;amp;raquo; بررسی می‌کند که چگونه تحصیلات نه‌تنها فرد را تغییر می‌دهد، بلکه روابط، باورها و جایگاه اجتماعی او را نیز بازتعریف می‌کند. این اثر تأکیدی بر قدرت یادگیری، رشد فردی، و نقش آموزش در کشف حقیقت و ساختن آینده‌ای مستقل است. بررسی پژوهش‌هایی در زمینۀ دینداری و آموزش مانند تحقیقات دربارۀ تغییر باورهای مذهبی دانشجویان در دوران دانشگاه نشان می‌دهد که دستیابی به آموزش عالی می‌تواند برخی از باورهای سنتی را به چالش بکشد، اما لزوماً باعث کاهش دینداری نمی‌شود. همچنین بررسی آثار مشابهی مانند جریان‌های پنهان خانوادگی و دفترچه خاطرات شانزده زن ایرانی که بیانگر خاطرات زنان است، &amp;amp;nbsp;علاوه بر نقش روایت‌های شخصی در مستندسازی و تحلیل مسائل اجتماعی و فرهنگی زنان، بیانگر این است که تحصیلات نه‌تنها فرد را تغییر می‌دهد، بلکه روابط خانوادگی، باورهای اجتماعی و هویت او را نیز بازتعریف می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نسبت تحولات مدرسه سپهسالار با ایده وحدت حوزه و دانشگاه</title>
      <link>https://www.jous.ir/article_510.html</link>
      <description>آموزش دینی در قالب حوزه&amp;amp;shy;علمیه یک سنت آموزشی دیرپا در جامعه ایران است که با ورود مظاهر آموزش نوین به ایران مناسباتی را با محتوا و ساختار آموزشی جدید برقرار نموده است. مدرسه سپه&amp;amp;shy;سالار و بعداً مدرسه عالی شهید مطهری یکی از نهادهای آموزش دینی همراه با آموزش علوم جدید است که از زمان پایه&amp;amp;shy;گذاری در سال ۱۲۷۱ ه.ش تاکنون هر چند تحولاتی را تجربه کرده اما به سبب بنیاد آن که بر سنت وقف استوار است و تولیت آن که بر عهده شخص اول مملکت است، همچنان توانسته ماهیت خود را به عنوان یک مدرسه دینی حفظ و در عین حال مناسباتی با دانشگاه برقرار کند. هدف از این پژوهش بازخوانی تجربه مدرسه سپه&amp;amp;shy;سالار بر اساس نسبت این نهاد با ایده وحدت حوزه و دانشگاه در دوره&amp;amp;shy;های مختلف حیات خود بوده است. برای بررسی این موضوع از تبارشناسی به عنوان گونه ای از روش های تحلیل تاریخ استفاده شده است. یافته&amp;amp;shy;های پژوهش نشان می&amp;amp;shy;دهد که مدرسه سپه&amp;amp;shy;سالار در ارتباط با شخصیت مؤسس یعنی میرزا حسین‌خان سپهسالار، خواست حاکمیت و مقتضیات جامعه ایران امکان تأسیس یافته است و در دوره&amp;amp;shy;های مختلف در خدمت هدف ترکیب آموزش سنتی و جدید قرار داشته و بر همین اساس تحولاتی در ساختار و محتوای آموزشی را با حفظ بنیان خود تجربه کرده است. مدرسه سپه&amp;amp;shy;سالار تحت عنوان مدرسه عالی شهید مطهری پس از انقلاب اسلامی محیط مساعدی در جهت عینیت بخشیدن به ایده &amp;amp;laquo;وحدت حوزه و دانشگاه&amp;amp;raquo; تشخیص داده شد همانگونه که استثنائاً در دوران قبل از انقلاب نیز چنین کارکردی را ارائه می&amp;amp;shy;کرد. هر چند رویکرد غالب بر این روند در سه دوره حیات مدرسه عالی متفاوت و از به خدمت گرفتن طبقه روحانیت و تضعیف حوزه علمیه تا تحقق الگوی وحدت حوزه علمیه و دانشگاه در تمام ابعاد متغیر بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حقانیت نزاع در «نزاع دانشکده‌‌ها»</title>
      <link>https://www.jous.ir/article_519.html</link>
      <description>حقانیت نزاع در «نزاع دانشکده‌ها»

ایمانوئل کانت در کتاب نزاع دانشکده‌ها مناسبات سه دانشکدة الهیات، حقوق و پزشکی را با دانشکدة فلسفه به بحث می‌گذارد و نزاع مشروع و نامشروع میان آنها را تبیین می‌کند. موضوع کتاب، جهت‌دهی به «نزاع»، به شیوة جمع عقل نظری و عملی، در دانشگاه است. نزاع مشروعی نزاعی است که در یک سوی آن، نیروهای آزادی قرار گرفته باشند. اگرچه خود او تصریح دارد که نزاع مشروع را باید از طریق تاسیس دانشکدة فلسفه در هر دانشگاهی، آغاز کرد، اما در موقعیت ما پرسش این است که به‌رغم تاسیس انواع دانشکده‌های فلسفی، آیا چیزی از جنس نزاع دانشکده‌ها در میان ما وجود دارد؟ چگونه می‌توان این نزاع را مشروع ساخت من در این مقاله تلاش می‌کنم از کتاب نزاع دانشکده‌ها خوانشی داشته باشم که در موقعیت ما کاربرد داشته باشد. این خوانش به ویژه با روانکاوی فرویدی و نزاع قوای نفس در ارتباط است. پیش‌شرط نزاع مشروع دانشگاهی، به صحنه آوردن نزاع قوای روان است. هم‌چنان که یکی از شروط حقانیتِ نزاع دانشگاهی آن است که در خود دانشگاه در جریان باشد، نزاع قوای مشروع در میان ما وقتی آغاز و مشروع می‌شود که در درون «فرد» (دانشگاهی) به صحنه آگاهی آمده باشد؛ فردی که به تعبیر خود کانت آغاز هر فرهنگی است. با چنین نگرشی ما به تفسیری مدرن از دانشگاه می‌رسیم؛ حسب این تفسیر عصر مدرن تبدل‌یافته عصری دیگر نیست. بنابراین نهادهای مدرن نیز در استقلال و گسست خود از ادوار گذشته تاسیس می‌یابد و می‌تواند کارکرد خود در تحقق پیشرفت را پی بگیرد.



کلیدواژه‌ها: دانشگاه، نزاع مشروع، حقانیت عصر جدید، سکولاریسم، روان‌کاوی
کلیدواژه‌ها: دانشگاه، نزاع مشروع، حقانیت عصر جدید، سکولاریسم، روان‌کاوی
کلیدواژه‌ها: دانشگاه، نزاع مشروع، حقانیت عصر جدید، سکولاریسم، روان‌کاوی
کلیدواژه‌ها: دانشگاه، نزاع مشروع، حقانیت عصر جدید، سکولاریسم، روان‌کاوی
کلیدواژه‌ها: دانشگاه، نزاع مشروع، حقانیت عصر جدید، سکولاریسم، روان‌کاوی
کلیدواژه‌ها: دانشگاه، نزاع مشروع، حقانیت عصر جدید، سکولاریسم، روان‌کاوی</description>
    </item>
    <item>
      <title>نظریه‌ حکومت قانون در ایران و احیای رتوریک فلسفه‌ سیاسی: تاملی در کوشش جواد طباطبایی در موضوعیت‌بخشی به علم سیاست جدید دانشگاهی در ایران</title>
      <link>https://www.jous.ir/article_507.html</link>
      <description>علم سیاست جدید نسبتی تنگاتنگ با ارزش‌های لیبرال‌دموکراتیکِ مندرج در عقل سلیم جوامع جدید غربی دارد. به عبارت دیگر موضوعیت علم سیاست جدید منوط به این است که ارزش‌های تجدّد سیاسی از پیش در کانون عقل سلیم یک اجتماع سیاسی، جای مستحکمی برای خود دست و پا کرده باشد زیرا به بیانی ارسطویی، «صورت» علم سیاست جدید تنها از رهگذر ارزش‌های تجدّد سیاسی است که می‌تواند در مقام «مادّه‌»ی آن، علم سیاست جدید را از موضوعیّت برخوردار سازد. التفات به این نکته می‌تواند توضیح‌دهنده‌ی بلاموضوع‌بودن علم سیاست در ایران نیز باشد؛ وضعیتی که عمدتاً از آن تحت عنوان کاربردی‌نبودن علم سیاست در ایران سخن گفته می‌شود. ما در این مقاله با توجه به همین بیان مقدماتی می‌کوشیم تا ابتدا با اشاراتی اجمالی به وضعیت علم سیاست از دهه‌ی 40 به بعد و بررسی نقش اساتیدی چون حمید عنایت و محمد رضوی در این میان، به نحوی اجمالی نشان دهیم که بی‌جایگاهی ارزش‌های تجدّد سیاسی در کانون عقل سلیم ایرانی، به چه سان موجبات بلاموضوع‌ماندن علم سیاست را فراهم آورد و سپس با تفصیل، بر کوشش‌های جواد طباطبایی در جهت غلبه بر این مشکل متمرکز خواهیم شد. استدلال ما این است که جواد طباطبایی در نگارش تاریخ اندیشه‌ی سیاسی در ایران معاصر، به ویژه در مکتوب نظریه‌ی حکومت قانون در ایران، و نهایتاً در آخرین اثر خویش تحت عنوان ملت، دولت حکومت قانون (جستار در بیان نصّ و سنت)، به نحوی آگاهانه و با علم به اهمیت این موضوع، علاوه بر کوشش در جهت انتقال «معارفی» در خصوص این تاریخ به مخاطبان خود، کار مهمتری در پیش گرفته است: موضوعیت‌بخشی به علم سیاست جدید از رهگذر یک استراتژی خطابی برای دفاع از ارزش‌های تجدّد سیاسی در ساحت عقل سلیم جامعه‌ی ایرانی. استراتژی خطابی طباطبایی ناظر بر احیای مجدد جدال میان قدما و متجددین است. او برای این کار می‌بایست به طور همزمان، هم اتحاد «اهل ایدئولوژی» با حاملان ارزش‌های قدمایی مندرج در هسته‌ی سخت الهیاتی-سیاسی را در هم بشکند و هم بکوشد تا با تکیه بر تمهیدی رتوریکال که یادآور کوشش متجددینی چون میرزایوسف خان مستشارالدوله است،</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
